تبليغاتX
حق هویت - ماده ی 26 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر در رابطه با حق تحصیل

 

"1- هر کس حق تحصیل دارد. تحصیل حد اقل در مقاطع ابتدایی و پایه، باید رایگان باشد. تحصیل ابتدایی باید اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای باید در دسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالی باید بر اساس استحقاق به یکسان در دسترس همه باشد.

2- تحصیل باید معطوف به رشد کامل شخصیت انسان و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. باید تفاهم، مدارا و دوستی میان همه ی ملت ها و گروه های نژادی یا دینی را ارتقاء دهد، و فعالیت های (سازمان) ملل متحد را برای حفظ صلح، تسریع کند.

3- والدین در انتخاب نوع آموزشی که باید به فرزندان شان داده شود حق تقدم دارند."

قصد بر این بود که در صفحه ی حقوق بشر، قبل ازهر چیز به تاریخچه ی حقوق بشر در ایران و جهان و نیز فلسفه ی وجودی حقوق بشر پرداخته شود. اما با عنایت به این مهم که در چند سال اخیر مسئله ی "محرومیت از تحصیل" تحت عناوینی همچون "دانشجویان ستاره دار" و " احکام کمیته های انضباطی" مبدل به یک معضل جدی در جامعه ی ایران گشته است و با توجه به این که جمهوری اسلامی ایران، مفاد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را پذیرفته است، پس تصمیم بر آن شد که به این ماده از اعلامیه ی مذکور پرداخته شود. البته در اصل سی ام قانون اساسی در باب حقوق ملت به تصریح اشاره گشته است که تحصیل حق همه ی ملت ایران است که البته تخلف آگاهانه از قانون اساسی، مخالفت با اساس نظام جمهوری اسلامی می باشد.  

آموزش و تحصیل پس از حق حیات و آزادی جزء بدیهی ترین و ضروری ترین حقوق هر انسان بر شمرده می شود. آموزش و تحصیل را از سه منظر می توان مورد بررسی قرار داد.

از دیدگاه نخست، تحصیل، نیاز انسان را به آگاهی و دانایی که امروزه دیگر به عنوان یک نیاز ذاتی در انسان نهادینه گشته است، ارضا می نماید. انسان بنابر عللی (که واکاوی آن از حوصله ی این مقاله خارج است) همواره کوشیده است تا رابطه ی خویش را با طبیعت، باز شناسد و از این رو همواره در پی کشف اسرار و رموز طبیعت بر می آمده است تا با شناخت طبیعت بتواند به شناخت کامل تر و صحیح تری از خود دست یابد و با توجه به نهادینه شدن این نیاز در انسان، حق و حقوقی نیز در این رابطه برای او پدیدارو مشخص گشته است و با توجه به محدودیت های زمانی و مکانی و اقتصادی که بشر، خود را به آن محدود می داند، این حق را برای خود قائل شد تا این علوم و آگاهی ها را از دیگران فرا بگیرد و نیز در مقابل این حق موظف گشت تا آن چه را که می داند به دیگران بیاموزد. که به این مسئله در دین اسلام نیز موکدا اشاره گشته است که خداوند در قرآن بار ها از مردم خواسته است که در طبیعت نظاره کنند و این اشاره در پیرامون را از ویژگی های یک انسان مومن می داند و در مورد این که بسط و نشر علم و آگاهی برای کسی که می داند، یک وظیفه است به سخنی از پیامبر اسلام بسنده می کنم که می گوید:" زکات علم، نشر آن است." که باز با توجه به متون قرآن، پرداخت زکات یک فریضه و واجب الهی است که به اندازه ی ادای فریضه ی نماز به آن اشاره گشته است.پس "محرومیت" از تحصیل که به عنوان راهی برای رسیدن به آگاهی است، نه تنها نقض مسلم یکی از بدیهی ترین حقوق بشر است که حتی عدم انجام یک وظیفه است در سیستم حق_وظیفه ای جامعه ی بشری با استناد به حقوق بشر و شرع الهی.

دیدگاه دوم به ضرورت تحصیل به عنوان راهی برای استمرار زندگی می پردازد. بشر در هر جامعه ای و در هر دورانی، برای آن که بتواند زندگی کند نیاز به داشتن مجموعه ای از مهارت ها دارد که این مهارت ها از طریق تحصیل، به صورت نسل به نسل به بشر منتقل می گردد و در این میان عده ای نیز با تکیه بر مطالعات و نیز تجربیات خویش، چیزی جدید به این مجموعه می افزایند و از این طریق هم امرار معاش می کند و هم مجموعه ی دانش و آگاهی را بارور تر می نمایند، که محرومیت های از تحصیل علاوه بر این که ظلمی است در حق شخصی که از تحصیل محروم می شود، خیانتی بس بزرگ به جامعه ی بشریت است. در جامعه ی مدرنی که مشاغل بسیار گسترش یافته اند و شغل ها بسیار تخصصی گشته اند، محروم کردن یک شخص از تحصیل که به عنوان راهی است برای یادگیری تخصص در یک شغل، در واقع به منزله ی محروم نمودن فرد از یک زندگی آرام و توام با رفاه می باشد یا حداقل راه دستیابی به تخصص بسیار مشکل تر می گردد که این مسئله نه تنها زندگی فرد را بلکه سلامت کل جامعه را با خطر ها و چالش های جدی رو به رو می کند.

و اما دیدگاه سوم به جایگاهی که دانش و آگاهی برای دانشمند در جامعه می سازد اشاره می کند. به این ترتیب که درست یا نادرست، شخصی که "می داند" دارای مقام ومنزلتی نزد دیگران که "نمی دانند" می شود، که البته وجود این جایگاه چندان دور از ذهن نمی نماید. همانطور که اشاره شد مردم به دانش نیاز دارند چه برای رسیدن به یک خودشناسی و بر طرف کردن عقده یا شهوت دانستن همه چیز و چه برای کسب مهارت های لازم برای زیستن در یک جامعه. پس بدیهی است که فرد دانشمند دارای جایگاه رفیعی در جامعه باشد. و باز در متون قرآن خداوند می پرسد:" آیا آن کس که می داند با آن کس که نمی داند با هم برابرند؟ "و علی ابن ابیطالب که می گوید:" هر کس مرا کلمه ای علم بیاموزد، مرا بنده ی خود نموده است." و همچنین اگر به حافظه ی تاریخی خویش باز گردیم می توانیم به جایگاه دانشمندان پی ببریم  و نیز حافظه ی تاریخی بشر کسانی را که به هر دلیلی کسب علم را منحصر به طبقه ای خاص نموده اند و یا دیگری را از کسب و نشر علم باز داشته اند، نکوهش و سرزنش نموده است و محرومیت های از تحصیل به منزله ی محروم کردن یک انسان است برای رسیدن به حق داشتن جایگاهی مناسب در جامعه که البته بنا بر فلسفه ی هابز یکی از علل جنگ و کشمکش میان افراد یک جامعه و به طور کلی ابناء بشر، تلاش برای رسیدن به جایگاهی مناسب در جامعه است و در صورتی که اجازه داده نشود تا افراد بتوانند از طرق صحیح به جایگاه خویش برسند، می توان پیش بینی نمود که در دراز مدت جامعه دچار کشمکش و هرج و مرج خواهد شد.

تنها در یک جامعه ی بشری پیشرو و توسعه یافته به لحاظ فرهنگی، فرد را به خاطر جرم مسلم و اعمال غیر قانونی و فرا قانونی که انجام داده است، مجازات می کنند، که این مجازات ها نیز تعاریف و محدوده ی خاص خود را دارند، یک شخص را به اندازه ی جرمی که مرتکب شده مجازات می کنند و اگر بخواهیم از دیدگاه حقوق بشری بنگریم، حتی برای متخلفینی که در زندان ها هستند، تحصیل، مجاز و جزء حقوق لاینفک آن ها شناخنه می شود و در آن جا نیز فرد را از فرا گرفتن مهارت های لازم برای داشتن یک زندگی سالم، محروم نمی کنند. تازه این مسئله شامل حال کسانی است که مرتکب یک "جرم مسلم اجتماعی" گشته  اند. اما متاسفانه در کشور ما انتقاد کردن و اعتراض نمودن را در هر قالبی چه به صورت روزنامه نگاری و ژورنالیسم و چه در قالب اندیشه و روشنگری و چه در قالب تجمع ها و تشکل ها که جزء حقوق مصرح و مطروحه ی ما در حقوق بشر و قانون اساسی می باشد، با چسباندن انگ های بی اساسی همچون توهین و افترا و تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی و از این قبیل تهمت ها، جرم تلقی نموده و در کنار حق آزادی  و انتقاد، ما را از حقوق اولیه و بدیهی ای همچون "تحصیل" محروم می کنند. اما بحث سر این است که نه انتقاد و اعتراض و روشنگری جرم است و نه به جرم انتقاد و روشنگری کسی را از حق تصیل و حقوق اولیه ی انسانی محروم نمودن، امری قانونی است.

 

مسعود قربانی نژاد

نائب دبیر و مسئول واحد فرهنگی

انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 23:32 توسط مسعود قربانی نژاد |